السيد الخميني
17
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
بكنند . اين قدر خواندند به مردم و تبليغات كردند كه مردم همه تقريباً ، به اين معنى عادت كردند - كه حالا هم باز اين صحبت هست - كه دخالت در سياست در شأن روحانيت نيست ؛ شأن روحانيت نيست كه برود و ببيند كه كيفيت حكومت چيست ، و چه مىكنند اين ظَلَمه با مردم . شأن روحانيت همانهاست كه توى مدارس باشند و نماز جماعتى هم بخوانند اول ظهر و اول مغرب ! مردم هم همين مقدار به روحانيت بيشتر نظر نداشته باشند . اسلام را اصلش مىگفتند كارى ندارد به سياست . . . . سياست و ديانت از هم جداست . سياست مال آنها و ديانت مال ما ! مراكز قدرت دست آنها كه هر كارى مىخواهند بكنند ، و مساجد و پيرمردهاى توى مسجد هم مال ما ! اين تقسيمى است كه از اول كردند . دين افيون تودهها ! ؟ و آنهايى كه يك قدرى جرأتشان زيادتر بوده است ، گفتند كه : « ارتجاع » است ! اصل دين در بين بشر كه آمده است ، براى اين است كه مردم را خواب كند ؛ . . . دين از اول به دست قدرتمندها و سرمايه دارها پيدا شده ، براى اينكه به واسطهء ديانت مردم را آرام كنند و آنها مال مردم را بخورند . كم كم اين مطلبْ باور حتى خود مسلمانها ، حتى بعضى از روحانيون و معممين هم . . . آمده است كه نه ، اين [ دين ] يك چيزى است كه حالا نمىشود اين را پيادهاش كرد . اين يك چيزى است كه مال هزار و چند صد سال پيش از اين بوده است ! اين طور معرفى كردهاند اسلام را به خود جوامع مسلمين [ عليه ] آخوندها هم شروع كردند تبليغات كردن به اينكه اينها يك مردمى هستند كه فقط نشستهاند آنجا و مىخواهند بگيرند مال مردم را ، و زندگى كنند . . . . اغفال روشنفكرهاى ناآگاه بنا بر اين ، اسلام را [ معرفى كردند ] به اينكه اولًا مكتبش بيش از اينكه يك نمازى خوانده بشود و يك روزهاى گرفته بشود و اينها ، نيست و كارى به زندگى مردم ندارد ، كارى به دنياى مردم ندارد ؛ و از آن طرف روحانيون را معرفى كردند كه قدرتها اينها را روى كار آوردند براى اينكه افيون باشند از براى جامعه . اينها مردم را خواب كنند ، سست كنند ، كه اگر آنها ببرند [ اموال مردم ] را ، اينها نتوانند حرف بزنند ؛ يعنى ديگر مردم را